سه شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۹ - 13:9 - فاطمه -
امروز می خوام اعتراف کنم که بلد نیستم تنهایی زندگی کنم....
قبلا فکر می کردم اگه تنها بشم هر روز دوچرخه سواری میکنم، میرم خرید، با تورهای گردشگری میرم گردش... کتاب می خونم، می نویسم، حسابی تلویزیون می بینم.... فکر می کردم اگه تنها باشم به خیلی از کارهایی که تا حالا نمی تونستم برسم، می رسم، اما نشد.... کرونای کوفتی هم از یه طرف ... کمر دردم هم از یک طرف...
ای خدااااا
نمی دونم چطوری باید زندگی کنم....
من اغلب اوقات دور و برم خلوت بوده و تقریبا تنها بودم اما الان می فهمم که واقعا تنهام... تنهای تنها....
هر کسی تجربه ای از زندگی تنهایی داره بهم بگه...
دارم با سر میرم تو دل افسردگی...